امروز : سه شنبه، ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۰

جدیدترین مطالب ارسالی سایت

حکومت واحد جهانى حضرت مهدى علیه السلام

انتشار در: 09 نوامبر 2016

حکومت واحد جهانى حضرت مهدى علیه السلام

حکومت واحد جهانى امام محمد مهدى علیه السلام در حقیت، پاسخى است به نگرانى بشر از آینده ى خود. شیعیان، اینده ى روشنى را براى زندگى انسان پیش بینى مى کنند وامید به زندگى در قالب (انتظار فرج) به زندگى شیعیان، معنا وگرمى مى بخشد.

یک شیعه، هیچ گاه از آینده ى خود نگران نیست، چنان که اکثر متدّینان به ادیان نیز نگران نیستند وآینده ى بشر را تحت لواى مصلح کل، روشن مى بینند، ولى آموزه هاى شیعى این امتیاز را دارد که از روشنى ووضوح فراوان برخوردار است.

با دقّت در دعوت وآموزه هاى اسلام، معلوم مى گردد که هدف اش متّحد کردن ملّتها وبرداشتن دیوار امتیازات واعتبارات لغو وبى اثر وبرقرار کردن کلمه ى واحد وهمکارى وارتباطى است که ریشه وپایه آن، کلمه ى توحید وایمان وعقیده به آن است.

اسلام مى خواهد تمام اختلافات وجدایى ها را که به نام هاى گوناگون پدید آمده، با عقیده ى توحید از میان بردارد. اختلافات نژادى، طبقاتى، ملّى، وطنى، جغرافیایى، مسلکى، حزبى، زبانى، همه باید از میان برود وسبب امتیاز وافتخار نباشد، حتّى باید اختلافات دینى هم، کنار گذاشته شود وهمه باید تسلیم فرمان خدا باشند: (قُلَ تَعالوَا الى کَلَمهٍ سَواءٍ بَیَننا وبَنیَکُمْ…)(۱) اسلام، براى بشر، رسیدن به چنین روزى را پیش بینى کرده ودر حدودى که وظیفه ى تشریع است، مقدّمات آن را نیز فراهم ساخته وعملى شدن آن را موکول به آماده شدن زمینه ى کامل آن کرده است.

همان طور که در مطلب پیشین (جهانى شدن) اشاره شد، جریان اوضاع جهانى وپیشرفت هایى که نصیب بشر در امور مادّى وصناعى شده است وروابط نزدیکى که به واسطه ى وسائل ارتباط کنونى با هم پیدا کرده اند، همه را به یک اتحاد واقعى وهمکارى صمیمانه ى روحانى وبرادرى حقیقى بیش تر محتاج کرده است. هر چه جلوتر برویم، این احتیاج را بیش تر احساس مى کنیم؛ یعنى، آن دهکده ى جهانى که دانشمندان غربى در قرن بیستم احتمال آن را داده اند، اسلام، در هزار وچهارصد سال قبل، با تأکید فراوان وقطعیّت وحیمیّت، آن را خبر داده وحتّى کیفیت وقوع آن ونحوه ى حکومت در آن دهکده ى جهانى ورهبرى آن نظام را به طور وضوح وآشکارا، معیّن کرده است وخبر داده که دین حاکم در آن حکومت جهانى، اسلام، وپیروزى از آنِ مستضعفان وصالحان وغلبه ى ایمان بر کفر است وحاکم آن حکومت، شخصى از تبار ابراهیم وبنیره محمّد صلى اللّهُ علیه وآله وسلّم وفرزند زهرا وعلى سلام الله علیهم است ونام او، (محمد) وکنیه ى او (ابوالقاسم) ولقب او، (قائم) است.

اینک به برخى از آیات وروایات این مضوع واین که (روزى خواهد آمد که دین غالب در روى کره ى زمین، دین اسلام است) و(پیروزى از آنِ مستضعفان است) و(صالحان وارث زمین اند) و(در همه ى جاى کره زمین، عدل حاک خواهد شد) و(این که همه ى دین ها در عصر ظهور حضرت مهدى علیه السلام خواهد بود)، اشاره مى کنیم وتفصیل آن را به کتب مفصّل وا مى گذاریم.

(وَلَقَدْ کَتَبْنا فى الزَّبُورِ مَنِ بَعْدِ الذِّکَرِ أنَّ الْأَرَضَ یَرِثُها عِبادِى الصَّالحونَ)(۲)؛ در زبور داوود نوشته ایم که صالحان از بندگان من، وارث زمین خواهند شد.

در تفسیر مجمع البیان طبرسى، ذیل این آیه، از امام باقرعلیه السّلام نقل شده که آن حضرت فرمود: (وَهَمْ اَصْحابُ الْمَهدْی فی آخِرِالزَّمانِ؛ آنان، همان یاران حضرت مهدى علیه السلام در آخرالزّمان اند).

(وَعَدَ اللَّه الّذینَ آمَنوّ فَیِکَمَ وَعَمَلَو اَلصالِحاتِ لِیَستَخِلفَنَّهُمْ فى الأَرضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الّذْینَ مِنْ قَبلِهِمْ وَلَیمَکِّنَنَّ لَهُمْ دیْنَهُمُ الَّذِى ارتَضى لَهَمْ وَلَیُبَدِّلَنَّهمَ مِنْ بَعْدِ خَوفهِمِ أمَنْا…).(۳)

در این آیه ى شریف، سه وعده ى صریح به مؤمنان وارسته وداراى عمل صالح داده شد است:

۱- استخلاف در زمین؛ یعنى، حکومت، در کلّ کره ى زمین. به عنوان نمایندگى خدا که حکومت حق وعدالت است.

۲- تمکین دین؛ یعنى، نفوذ معنوى وحکومت قوانین الهى بر تمام پهنه ى زمین.

۳- تبدیل خوف به امنیّت؛ یعنى، برطرف شدن تمام عوامل ترس وناامنى وجایگزاین شدن امنیّت کامل وآرامش در همه ى روى زمین.

در تفسیر مجمع البیان ذیل این آیه از امام زنى العابدین علیه السّلام نقل شده کره فرمود: (هُمْ – وَاللَّهِ! – شیَعتُنا أهْلُ البَیْتِ یَفْعَلُ اللهُ ذالک بِهْمِ عَلى یَدَى رَجَل مِنَّا وَهُوْ مَهْدّىِ هَذِه الأمّهِ؛ این گروه به خدا قسم! – همان پیروان ما هستند که خداوند به وسیله ى مردى از خاندان ما، این موضوع را تحققّ مى بخشد واو، مهدى این امّت است).

(هُوَ الَّذى أَرْسَلَ رَسُولَهَ بِالْهَدى وَدینِ الحَقّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الْدین کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمَشرکُوْنَ)(۴)؛ خداوند، رسول خود را با هدایت ودین حق فرستاد تا دین حق او، بر همه ى ادیان، غالب آید. هر چند مشرکان به این کار راضى نباشند.

در روایت آمده که على علیه السّلام هنگام تلاوت این آیه از یاران خود پرسید: (آیا این پیروزى حاصل شده است؟). گفتند: (آرى). فرمود: کَلاَّ! فَوَ الذَّى نَفْسی بَیدهِ! حَتَّى لایَبْقى قَرْیَهٌ إلاَّ وز یُنادى بِشَهادَهٍ أنْ لا إلهَ إلَّا اللهَ بَکْرَهً وَعَشیتاً؛ نه! سوگند به کسى که جانم به دست او است! این پیروزى، آشکار نمى شود مگر زمانى که هیچ آبادى روى زمین باقى نماند، مگر آن که صبح وشما بانگ لا إله إلاَّ الله از آن به گوش رسد.(۵)

امام باقرعلیه السّلام فرمود: (إنَّ ذالکَ یَکُونَ عَنِدَ خُرو أقَرّ بِمَحِمَّدٍ؛ این پیروزى. به هنگام قیام هدى علیه السلام از آل محمد صلى اللّهُ علیه وآله وسلّم خواهد بود؛ آن چنانکه هیچ کس در جهانى باقى نمى ماند مگر آن که اقرار به رسالت محمد صلى اللّهُ علیه وآله وسلّم، خواهد کرد).

از این آیات وروایات به روشنى استفاده مى شود که:

۱- سرانجام، صالحان اند که وارث کلّ زمین اند، نه شرق یا غرب، جنوب یا شمال آن.

۲- افراد شایسته. جانشین پیشینیان در کلّ کره ى زمین اند وقدرت شان در همه جاى عالم ظاهرى شود.

۳- دینِ اسلامِ غالب بر همه ى ادیان، در جاى جاى کره ى زمین حاکم خواهد شد.

۴- همه ى این ها در عصر ظهور حضرت مهدى علیه السلام واقع خواهد شد.

نتیجه این که حکومت مهدى علیه السّلام حکومتى جهانى خواهد بود واین حکومت واحد جهانى، جزء وعده هاى الهى است که تخلّف ندارد؛ زیرا، (إنَّ اللَّهِ لا یَخلفَ المیعاد).(۶)

بنابراین، اعتقاد به تشکیل حکومت واحد جهانى، نشئت گرفته از قرآن کریم وروایات اهل بیت علیهم السّلام است که خداوند وعده ى تحقّق آن بر اداره وتخلّفى نخواهد داشت.

۳- مقایسه وتمایز

پس از روشن شدن معناى جهانى شدن وحکومت واحد جهانى حضرت مهدى علیه السلام اینک جاى طرح سؤالاتى است که در مقدمه به آن ها اشاره شده است.

در پاسخ این پرسش ها مى گوییم، یقیناً، نمى توان حکومت واحد جهانى حضرت مهدى علیه السلام را منطق با جهانى شدن دانست، هر چند اگر جهانى شدن به صورت طبیعى خود به پیش برود، مى تواند زمینه ساز آن حکومت باشد، امّا همین که صاحب نظران دنیا، در اصل تشکیل حکومت واحد جهانى، با اسلام مکتب تشیع همنوا شده اند، خود، امرى ارزش مند است؛ زیرا، تا دیروز، تشکیل حکومت واحد جهانى تحت نظر امام معصوم، براى دنیا قابل پذیرش نبود وآن را به صورت امرى عجیب وباورنکردنى مطرح مى کردند، ولى امروزه، خود، آن را به صورت قطعى وامرى اجتناب ناپذیر مى دانند. بنابراین، جهان، به تدریج، خود را براى پذیرش حکومت واحد جهانى آماده مى سازد، زمینه ى فکرى بشر براى اجراى این طرح مهیا مى شود. اگر تا دیورز، حکومت واحد جهانى، صرفاً یک عقیده ى اسلامى شیعى بود، امروز، انان هستند که انسان ها را به پذیرش واجراى این طرح که امرى ضرورى وحیاتى است، دعوت مى کنند وموضوع جهانى سازى چیزى غیر از این نیست.

به هر حال، جهانى شدن، تنها در همین حدّ از انطباق کلّى با حکومت واحد جهانى حضرت مهدى علیه السلام است وگر نه کسى نمى تواند جهانى شدن را کاملاً منطبق با حکومت حضرت مهدى علیه السلام بداند. حکومتى را که اسلام مطرح کرد، داراى خصوصیّایت است که اساساً در فکر محدود بشر نمى گنجد تا طرح ان را بدهد. بر فرض که حکومت پیشنهادى بشر، روزى در دنیا پیاده شود، یقیناً، همانند سایر سازمان هاى بین المللى، وسیله اى براى تسلّط اقویا بر ضعفا وگسترش ظلم مدرن در علام، وسرانجام، باعث زحمت وسلب آزادى وآسایش مردم خواهد بود؛ وبربر اساس ایمان به خدا واعتقاد به روز جزا واعتقاد واقعى افراد به حقوق وآزادى هاى دیگران، به وجود نمى آید. بنایراین، چنین حکومتى، نه به وجود مى آید ونه بر فرض وجود، ضامن اجرایى خواهد داشت ونه شهوات وغرائز آدمى را که محرک او در جنگ وفتنه است، مهار مى کند ونه مى تواند یک برادرى ایمانى وانسانى در عالم به وجود آورد، امّا حکومت واحد جهانى که در اسلام مطرح است، هم ضامن اجرایى دارد وهم عقیده وایمان از آن پشتیابانى مى کند وهم مردم را برادر مى سازد وهم غرائز وامیال را راهنمایى مى کند.

در پایان، به برخى از امتیازات حکومت مورد نظر اسلام وبر حکومت جهانى در جهانى سازى دنیا، اشاره مى کنیم:

۱- حکومت واحد جهانى اسلامى، تحت رهبرى افراد صالح ووارسته وشخصیّت هاى برجسته ى دینى که معصوم از خطا ویا تالى تِلوِ معصوم اند، ایجاد مى شود وقانون خدا در آن جامعه حاکم است، ولى حکومت واحد جهانى پیشنهادى، تحت نظر واشراف قدرت مندان وزورمداران وستمگران ایجاد مى شود.

شاید این مدّعا، (حق وتو)یى است که آنان براى خود در سازمان ملل گذاشته اند. توضیح آن که جهاین شدن، به سازمان ملل احتیاج دارد، لذا سازمان ملل به وجود آمد. طبیعى بود که در دنیاى مرتبط ودنیایى که خطر جنگ ونزاع وکشمکش آن را تهید مى کرد، سازمان ملل براى پیشبرد اهداف اش نیاز به چیزى داشت که (منشور ملل) نام گرفت، وفى آنان دخالت کردند وحقوق بشرى نوشتند که منافع ناعادلانه آنان را تأمین کند، قدرت هایى مانند آمریکا، انگلیس، فرانسه و… دست به دست هم دادند وامتیازى به نام (حق وتو) را براى خود قرار دادند. تا در مقابل تصمیمات عاقلانه ى دنیا که مخالف منافع آنان است، بایستند!

(حق وتو) حقّى ظالمانه وخطرناک است که آنان براى خود قرار داده اند. در حکومت واحد جهانى ودر خانواده ى بزرگ بشریّت کسانى که سرتاپا اسیر هواى نفس اند واز لحاظ اخلاقى منحط وذلیل اند ونمى توانند فراتر از تعصبات خود عمل کنند وبسیار مغرور وظالم ومتعصب اند وهمه ى بشریّت را در خدمت خود مى بینند، (حق وتو) دارند. این حقّ وتو، سبب مى شود که جهان را به دوران دیکتاتورى اوّل برگردانند وقانون جنگل را حاکم کنند که هر کس زورش بیش تر است، باقى بماند وضعیف ترها نابود شوند؛ یعنى، همان چیزى که امروزه شاید آنیم و(وتو)هایى که امریکا به نفع اسراییل وبر ضرر فسلطینیان ستمدیده در سازمان ملل اعمال مى کند.

اینجا است که مى گوییم، حکومت جهانى پیشنهادى آنان، یا محّقق پیدا نمى کند واگر هم تحقّق پیدا کند، هیچ ضمانت اجرایى براى اجراى صحیحى آن در جهت منافع وسعادت ورفاه بشر وجود ندارد.

۲- امتیاز دیگر جامعه ى جهانى اسلامى، بر جهانى شدن، این است که محور تمام یک مورد در این جامعه، خدا واحکام خدا است وتعالیم اسلامى براى ادارهى جامعه ى جهانى کافى است، ولى در جهانى شدن وجهانى سازى. محور، قوانین موضوعه ى بشرى والحاد وحاکمیّت سکولاریسم است.

۳- در حکومت جهانى حضرت مهدى علیه السلام دین اسلام، تنها دین حاکم بر جهان خواهد بود، چنان که دین وسیاست نیز از هم تفکیک ناپذیرند وبلکه سیاست وحکومت؛ در خدمت دین واهداف متعالى آن است، در صورتى که در وضعیت جهانى شدن، دین، مخصوصاً اسلام، جایگاه روشنى ندارد.

۴- در حکومت جهانى حضرت مهدى علیه السلام قرآن، محور زندگى بشر قرار مى گیرد. حضرت على علیه السلام فرمود: (وَیَعَطِفُ الرأىَ عَلَى القرآنِ اذا عَطَفُو القَرآنَ عَلَى الرأىِ؛(۷) در آن هنگام که مدرم قرآن را به رأى خود تفسیر کنند، امام زمان علیه السلام، اراء ونظر مدرم را تابع قرآن قرار خواهد داد).

از این کلام امیرالمؤمنین علیه السّلام استفاده مى شود که در عصر حکومت مهدى علیه السلام محور همه چیز وهمه آراء وعقاید، قرآن خواهد بود، در حالى که در وضعیّت جهانى شدن، نه تنها قرآن، در جامعه ى بشرى محور نیست، بلکه کوشش مى شود که قرآن از صحنه خارج شود واگر هم در برخى از جوامع، حضور کم رنگى دارد، سعى مى شود که آیات قرآن را طبق نظر خود تفسیر کنند.

۵- حکومت جهانى امام مهدى علیه السلام بر محور توسعه ى اخلاقى، اجتماعى، امنیّتى استوار است، در حالى که جهان کنونى ما، از بحران معنویّت در رنج است، وامنیّت نیز چه در سطوح فردى وچه سطوح عمومى وملّى وجهانى، به خطر افتاده است واز طرفى آن چه به عنوان اهرم قدرت است، براى کشورهاى قدرت مند به رسمیّت شناخته شده است.

۶- توسعه ى علمى، از ویژگى هاى بارز حکومت جهانى امام مهدى علیه السلام است در حدیث شریف از امام صادق علیه السّلام مى خوانیم: اَلَعِلَمُ سَبْعَهَ وَعْشِرُوْنَ حَرْفاً فَجَمیعُ ما جاءت بِهِ الرسُلُ، حَرْفانِ، فَلَمْ یَعرفِ الناسَ حَتَّى الَیَوْمَ غیرالْحَرْفَیْنِ فَإذا قامَ قائِمُنا خَرَجَ الْخَمْسهَ وَالْعشْرىَ حَرْفاً فَبَثَّها فی النَّاسِ وَضَمَّ إلَیتها الْحَرْفَیْنُ حَتَّى یَبَثَّها سَبْعَهَ وعِشْرْینَ حَرَف؛(۸) علم ودانش، بیست وهفت حرف است. تمام آن چه پیامبران الهى براى مدرم آوردند، دو حرف بیش نبود ومردم تاکنون جز آن دو حرف را نشناخته اند، امّا هنگامى که قائم ما قایام کند، بیست وپنج حرف دیگر را آشکار ودر میان مردم منتشر مى سازد ودو حرف دیگر را با آن ضمیمه مى کند تا بیست وهفت حرف، کام ومنتشر گردد. در عصر جهانى شدن، دانش پیشرفته، در انحصار کشورهاى خاصّى است واین کشورهاى از انتقال آن به کشورهاى دیگر جلوگیرى مى کنند.

۷- حکومت جهانى حضرت مهدى علیه السلام حکومتى است مبتنى بر آموزه هاى حیاتى ودینى. در حالى که جهانى شدن، پیامد وحاصل آگاهانه وناآگاهانه پیشرفت هاى سیاسى، اقتصادى. فن آورى، ودر اترابط با نظام سرمایه دارى وسلطه طلبى است.

۸- حکومت واحد جهانى حضرت مهدى علیه السلام مشروعیّت خود را از خدا دارد وبه تعبیر دیگر، حکومت ولایى است که حاکم آن از طرف خدا منصوب است واز ناحیه ى مردم نیز مورد پذیرش است؛ یعنى، حکومتى است که از یک سو مبتنى بر تأیید الهى است واز سوى دیگر، مورد رضایت مردم است، در حالى که در جهانى شدن، مشروعیّت حکومت جهانى، از ناحیه ى مردم است، آن هم با هزاران فریب کارى که در گرفتن آراى مردم به کار مى رود.

۹- حکومت واحد جهانى حضرت مهدى علیه السلام بر مبناى حاکمیّت عقل است؛ زیرا، عقل انسان ها، در عصر ظهور، به کمال مى رسد. در حالى که حکومت بر اساس جهانى شدن، بر منابى هواهاى نفسانى وتمایلات حیوانى شکل مى گیرد.

در حدیثى از مام باقرعلیه السّلام مى خوانیم: (اِذا قامَ قائمُنا وَضَعَ اللهُ یَدَهُ عَلى رُؤوُسِ الْعِبادِ فَجَمَع بِها عَقَوْلُهَمْ وَکَمُلَتْ بِها اَخلاقُهْم؛(۹) هنگامى که قائم ما قیام کند،خداوند، دست اش را بر سر بندگان مى گذارد وعقول آنان را با آن، کامل وافکارشان را پرورش داده تکمیل مى کند).

۱۰- در حکومت واحد جهانى حضرت مهدى علیه السلام به خاطر توسعه اى که در دانش وعقل بشر پیدا مى شود، تمامى ظرفیّت هاى اقتصادى طبیعت، کشف مى شود وسرمایه. در حدّ وفور، در اختیار است وسیستم توزیع نیز درست عمل مى کند، لذا اثرى از فقر وشکاف طبقاتى وجنوب وشمال وکشرهاى پیشرفته وعقب مانده، مشاهده نمى شود. در این حکومت، جایى را نمى توان دید که آباد نشده باشد. همه جا یک سان از مواهب طبیعت برخوردار خوانید شد. در این رابطه، روایات فراوانى است که به بعضى از آنها اشاره مى شود:

وَاِنَّهُ یَبلُغُ سُلطانُهُ المَشرقَ وَالمَغَربَ وتَظْهُر لَهُ الکنوزُ وَلا یَبْقى فی الأرَضِ خَرابٌ إلاَّ یُعَمُّرِهُ؛(۱۰) حکومت او، شرق وغرب جهان را فرا خواهد گرفت وگنج هاى زمین برا او ظاهر مى شود ودر سرتاسر عالم، جاى ویرانى باقى نخواهد ماند مگر این که آن را آباد خواهد ساخت.

إذا قامَ الْقائِمُ… وَأخْرَجَتِ الأَرْضَ بَرَکاتِها وَرَدّ کُلُ حَقِّ إلِى أهَلِهِ…(۱۱)

أبُشّرُکُمْ بِالَمَهدی یَمْلَأُ الأرْضَ قِسْطاً کَما مُلِئَتْ جوراً وَظُلَماً… یُقَسّمُ الْمالَ صَحاحاً فَقالَ رَجَلٌ: (ما مَعْنى صَحاحاً؟) قال: (بالتَّسویَه بیَنَ النَّاسِ)(۱۲)؛ شما را به ظهور مهدى بشارت مى دهم، زمین را پر از عدل مى کند، همان گونه که پر از جور وستم شده است… واموال را به طور صحیح بین مردم تقسیم مى کند شخصى پرسید: (معناى تقسیم صحیح چیست؟). فرمود: (به طور مساوى بین مدرم تقسیم مى کند).

با چنین برنامه اى، یقیناً، شکاف هاى طبقاتى حاکم نخواهد شد، در حالى که در نظام هاى اقتصادى حاکم بر جهان، شکاف هاى اقتصادى وحشت ناکى وجود دارد. شکاف شمال وجنوب، شکافى است که به اجماع صاحب نظران توسعه، میان کشورهاى توسعه یافته وعقب مانده وجود دارد. وجود کشورهاى فقیر وبدهکار در این عالم، بهترین شاهد بر مدعا است.

۱۱- طبق کلام امیرالمؤمنین علیه السّلام در حکومت واحد جهانى حضرت مهدى علیه السلام مؤمنان، به دور او اجتماع مى کنند، واز افراد فاسق وفاجر وکافر، در آن حکومت اثرى نیست: فأَذا کانَ ذالکَ ضَرَبَ یَعْسُوبُ الدینِ بذَنْبِهِ فیَتحُمعونَ إلَیْه کَما یَْتَمِعُ قُزَعُ الْخریف؛(۱۳) هنگامى که وضع بدین منوال شد، پیشواى دین منوال شد، پیشواى دین، خشم گیرد وآمادگى خود را اعلام کند. در این موقع، مؤمنان به سرعت در اطراف اش جمع شوند، همانند اجتماعى ابراهاى پائیزى.

در جهانى شدن، مومنان واقعى، جایگاهى ندارند واطراف حاکمان وقدرت مندان را افراد هواپرست ولاابالى گرفته اند. آنان، اساساً، حکومت وسیاست را از دین جدا مى دانند وبه تعبیر دیگر، در این نوع حکومت، جایى بارى مؤمنان نیست.

۱۲- الهى شدن، خواسته هاى بشر در هنگام حکومت جهانى حضرت مهدى علیه السلام است: یَعَطِفذ الْهَوى عَلَى الْهُدى إذا عَطَفُو الْهُدى عَلَى الْهَوى(۱۴)؛ او، خواسته هاى نفسانى را تحت اشعاع هدایت الهى قرار مى دهد، هنگامى که مدرم هدایت را تحت الشعاع هواى وهوس خویش قرار داده اند.

در عصر جهانى شدن، کوشش، بر طرد فکر الهى وسعى در تبعیّت از هواهاى نفسانى است.

۱۳- در عصر حکومت واحد جهانى حضرت مهدى علیه السلام اجتماع گمراهان پراکنده مى شود وحق جویان گرد هم جمع مى شوند: دَویَصْدَعُ شَعباً ویَشَعَبُ صَدَع؛(۱۵) او، جمعیّت هاى گمراه وستمگر را پراکنده مى کند وحق جویانِ پراکنده را به دور هم گرد آورد.

در جهانى شدن، ستمگران عالم به هم مى پیوندند وحق جویان را پراکنده مى سازند.

۱۴- در حکومت جهانى حضرت مهدى علیه السلام ستمگران وطاغوتیان وکارگزاران به کیفر مى بینند ونیکان پاداش مى گیرند وتشویق مى شوند: ألا وَفىِ غَدٍ – وَسَیَأتى غَدٌ بِمالا تَعَرِفَونَ یأخُذُالوالی مِنْ غَیْرِها عَمَّالَها عَلى مَساوى أعْمالِه؛(۱۶) آگاه باشید! فردا که فردایى است ناشناخته – کسى بر شما حکومت خواهد کرد از غیرخاندان حکومت ها. او، عُمّال ورؤساى حکومت ها را بر اعمال بدشان کیفر مى دهد.

در عصر جهانى شدن، درست قضیّه ب عکس است به جنایتکاران مانند شارون (نخست وزیر اسرائیل) لقب (مصلح) مى دهند وبه فرمانده ناو آمریکایى که دستور شلیک موشک را به هواپیماى مسافرى ایران داد ونزدیک سیصد تن مسافر بیگناه را کشت، جایزه مى دهند وفلسطینى هاى محروم وحزب الله ستم کشیده را لقب، تروزیست، مى دهند.

۱۵. حکومت واحد جهانى حضرت مهدى علیه السلام بر اساس عدل وقسط اداره مى شود، وجایى از کره زمین نیست که در آن عدل گسترده نشود. در روایات متعدد، تعبیر به (یَمْلَأُ) – یعنى زمین از عدل پر مى شود – شده است. رسول خداصلى اللّهُ علیه وآله وسلّم فرمود: (یَخْرَجَ رَجَلٌ مِنْ أهْل بَیتِى یُواطِى ءُ اِسْمُهُ اِسْمى وخُلْقُهُ خُلْقی فَیَمْلَأُها عَدْلاً وَقسْطِاً کَما مُلِئَتْ کَما مُلئَتْ ظُلْماً وَجَورا؛ مردى از اهل بیت علیهم السّلام من خروج مى کند که اسم او، اسم ن، خلق اؤ، مانند خُلْقِ من است. زمین را از عدل وقسط پر مى کند، همان گونه که از ظلم وجور پر شده است.

حاکمان در حکومت هاى عصر جهانى شدن، خود، از ستمگران اندو چنان در زمین عمل مى کنند که گویا دشمن عدل اند واساساً این که قبل از آمدن حضرت مهدى علیه السلام جهان پر از ظلم وستم مى شود، در همان عصر جهانى شدن است که ظلم فراگیر در زمین تحقّق پیدا مى کند.

امتیازات حکومت واحد جهانى حضرت مهدى علیه السلام منحصر در همین پانزده مورد نیست، بلکه ما، در حدّ نیاز یک مقاله، به آن ها اشاره کردیم. به امید آن که ره پویان آن حضرت، در آینده، امتیازات بیش ترى را مطرح کند.

پى نوشت ها:

(۱) آل عمران / ۶۴.

(۲) انبیا: ۱۰۵.

(۳) نور: ۵۵.

(۴) صف: ۹٫

(۵) مجمع البیان، ذیل آیه کانهم از سوره ى صف.

(۶) آل عمران: ۹٫

(۷) نهج البلاغه، ج ۱۳۸.

(۸) بحار، ج ۵۲، ص ۳۳۶.

(۹) بحار، ج ۵۲، ص ۳۲۸.

(۱۰) منتخب الاثر، ص ۴۸۲٫

(۱۱) بحار، ج ۵۲، ص ۳۳۸.

(۱۲) عقدالدرر، باب هفتم، ص ۲۰۷.

(۱۳) بحار، ج ۲، ص ۳۴۲٫

(۱۴) نهج البلاغه، خ ۱۳۸.

(۱۵) نهج البلاغه، خ ۱۵۰.

(۱۶) نهج البلاغه، خ ۱۳۸.

تعداد مشاهده : 617 بازدید
نويسنده : admin

فواید دعا برای فرج امام زمان «عج»

انتشار در: 09 نوامبر 2016

فواید دعا برای فرج امام زمان «عج»

abasaleh

دعا کننده برای فرج حضرت مشمول برکات زیر می‌شود:

۱٫ تحصیل شناخت صفات و آداب و ویژگی‌های آن حضرت

۲٫ رعایت ادب نسبت به ایشان

۳٫ اظهار محبت نسبت به آن حضرت به طور خاص

۴٫ محبوب نمودن ایشان در میان مردم

۵٫ انتظار فرج و ظهور آن حضرت علیه السلام.

۶٫ چنگ زدن به ریسمان الهی است.

۷٫ سبب کامل شدن ایمان است.

۸٫ مانند ثواب همه بندگان به او می رسد.

۹٫ این دعا برای فرج از تعظیم شعائر خداوند است.

۱۰٫ گوینده این دعا ثواب کسی را دارد که با پیامبر صلی الله علیه و آله شهید شده باشد.

 مکیال المکارم

تعداد مشاهده : 557 بازدید
نويسنده : admin

میان مایـی و با ما غریبه‌ای ؟!

انتشار در: 24 ژوئن 2016

میان مایـی و با ما غریبه‌ای ؟!

افسوس…

photo_2016-06-15_23-03-20

رسیده‌ام به چه جایی… کسی چه می‌داند
رفیــق گریــه کجایـــی؟ کسی چه می‌داند

میان مایـی و با ما غریبه‌ای؟! افسوس…
چه غفلتی! چه بلایی! کسی چه می‌داند

تمام روز و شبت را همیشه تنهایی
«اسیر ثانیه‌هایی» کسی چه می‌داند

برای مردم شهــری کـــه با تو بد کردند
چه‌گونه گرم دعایی؟ کسی چه می‌داند

تو خود برای ظهورت مصمّمی اما
نمی‌شود که بیایی کسی چه می‌داند

کسی اگر چه نداند خدا کـه می‌داند
فقط معطل مایی کسی چه می‌داند

اگر صحابه نباشد فرج کـــه زوری نیست…
تو جمعه جمعه می‌آیی کسی چه می‌داند

کاظم بهمنی

الّلهُـــمَّ عَجِّــــــلْ لِوَلِیِّکَــــــ الْفَــــــــرَج

تعداد مشاهده : 937 بازدید
نويسنده : admin

تفاوت رجعت و تناسخ

انتشار در: 21 ژوئن 2016

تفاوت رجعت و تناسخ

 

photo_2016-06-15_23-05-53

حتّی یک انیمیشن هم برایش ساختند؛ برای تناسخ. در این باره بود که فرد پلیدی که به قتل رسیده بود، در قالب یک «مگس» دوباره متولّد می شود و برای انتقام به سراغ قاتلش می رود. این انیمیشن هندی بود.(۱) هرچند اینگونه عقاید را بیشتر در عرفانهای شرقی دیده ایم؛ ولی در بیشتر عرفانهای دروغین و ادیان غیرالهی (مثلاً در آئین مصریان قدیم) این اعتقاد وجود داشته و دارد.  مثلاً در رمان تاریخی «سینوهه»، غلام پیر و زشت سینوهه، به خاطر دَله دزدی های فراوانش همیشه می ترسید که در قالب جانوری پست به جهان بازگردد.
پیروان تناسخ، اعتقاد دارند که روح کسی که می میرد، بنا بر اعمالی که در زندگی اوّلش انجام داده است، در قالب موجودی دوباره متولّد می شود. اگر خوب بوده، دوباره در قالب انسان متولّد می شود و اگر بد بوده است، در شکل حشرات و گیاهان که دستشان در انجام امور بسته است. (۲)
از نظر اسلام، تناسخ امری باطل است. البتّه تناسخ هم نوعی بازگشت به زندگی است؛ ولی با رجعت تفاوتهایی دارد و همین تفاوتهاست که باعث می شود، باطل و نادرست باشد. با ما همراه باشید تا «دلایل نادرست بودن تناسخ» را برشمریم.

دلایلی برای از دور خارج کردن تناسخ
مهم ترین شباهت بین رجعت و تناسخ، «بازگشت دوباره به زندگی» است؛ امّا مهمترین تفاوت این دو، این است که در تناسخ، روح به بدن «دیگری» بازمی گردد و در رجعت، روح به «همان جسم سابقش» که در خاک بوده بازمی گردد.(۳)
این را هم قبل از توضیح مطلب اضافه کنیم که مهمترین دلیل باطل بودن تناسخ، این است که در این فرض، «عدالت خداوند» زیر سوال می رود. چگونه؟ با ما همراه باشید.
الف) خداوند بدنی را که گناه نکرده، مجازات نمی کند
در فرض تناسخ، مثلاً A که در زمین، انسانهای بسیاری را کشته و جنایات بسیاری کرده است، در قالب یک موجود دیگر، فرض کنید سوسک، به زمین باز می گردد. حالا این A  دیگر انسان نیست که بشود از او خواست که پاسخگوی اعمالش باشد؛ در عین حال، اگر هم همان سوسک را زیر پایمان له کنیم تا تلافی آن جنایات A درآمده باشد، در انتقام، موفّق نبوده ایم.
می دانید چرا؟
چون A در زمان انجام جنایات، از دستهایش استفاده کرده است و نه آن پاهای سوسکی ظریف و پرز دار. حتّی اگر A در قالب یک انسان دیگر هم به دنیا برگردد، باز هم نمی شود آن «جسمِ دیگر» را مجازات کرد. چرا که آن جسم، گناهی نکرده که بخواهد به خاطرش مجازات شود.
نکته ی مهمی که نباید فراموش کنیم این است که در رجعت، هدف، بازگشت مردگان به «دنیا» است تا جسم مادّی شان، طعم عذاب را بچشد (یا اگر انسانهای نیکی هستند، در دنیا، جسم مادّی شان از نعمتها بهره ببرد) وگرنه «ارواح» انسان های بد و خوب، در برزخ، مجازات و پاداش اعمالشان را می بینند و می چشند.
با این استدلال، در تناسخ، نمی توان عدالت خداوند درباره ی مجازات بدکاران و پاداش دادن به خوبان را محقّق ساخت؛ چرا که آن بدنی که بازگشته، بدن جنایتکار/نیکوکار نیست که بشود تحت عذاب/ نوازش قرارش داد. (۴)
یادمان باشد که خداوند وعده داده است که بَدان و نیکان، هر دو، در «همین دنیا»، مرحله ای از مجازات و پاداششان را دریافت می کنند.(۵) و «وعده های خداوند تخلّف ناپذیر است.»(۶)
ب) خداوند به کافران فرصت دوباره نمی دهد
دوباره فرض کنید، همان A چندین و چند بار به زندگی برگردد و در هر بار، چون نمی شود مجازاتش کرد، فرصت داشته باشد که جنایت کند یا حتّی در زندگی دومش فرصتی برایش به وجود بیاید که زندگی درستی را درپیش بگیرد. در فرض اوّل، این جنایتکار، در مسیری می افتد که امکان توقّفش وجود ندارد و در فرض دوم، چون آن جنایتکار، فرصت دوباره ای پیدا کرده است، دیگر نمی شود او را به خاطر زندگی اوّلش مجازات کرد. هر دو این فرض ها با عدالت خداوند ناسازگاری دارد.(۷)
خودتان قضاوت کنید: فکر کنید کسی بمیرد و تازه بفهمد که در برزخ چه خبر است! چقدر مجازاتهای وحشتناک وجود دارد و مهم تر از همه، بفهمد که خداوند و فرستادگانش(علیهم السلام) در تمام مدّت، راست می گفتند و او این حقّ را نفهمیده است.
در چنین شرایطی اگر یک جو عقل در سرِ کسی باشد، می خواهد به زندگی بازگردد و کم کاری هایش را جبران کند؛ ولی از طرفی اگر به چنین کسی فرصت دوباره داده شود، ارزش آن کسی که این مسائل را «ندیده» باور کرده است، زیر سوال می رود.
معلوم است آن کسی که آنقدر به پیامبران و امامان(ع) ایمان داشته است که حرف آنها را چشم بسته پذیرفته است، ارزش بیشتری دارد تا کسی که در دنیا هرگز حرف آنان را نپذیرفته و تازه پس از مُردن به درستی حرف آنان پی برده است. عدالت خداوند اجازه ی چنین تبعیضی نمی دهد که فرد «با ایمان» و فرد «تردید کننده در فرستادگان» هر دو پاداش ببرند. به قول خودش «آیا مؤمن با فاسق گناهکار یکسان است؟!» (۸)
حالا بیایید دوباره عقیده ی درستی را مرور کنیم که با خداوند و صفات زیبا و نیکویش همخوانی دارد: رجعت، بازگشت ارواح مردگان به همان «بدن قبلی» شان است. همان بدنی که گاهی در خاک پوسیده است و کرمها و حشرات تمام آن را خورده اند. خداوند نه تنها می تواند آن بدنها را به دنیا بازگرداند، بلکه می تواند شیارهای انگشت آنها را هم به همان حالتی درآورد که پیش از آن بوده است.(۹)
امّا اگر آن انسانهای رجعت کننده، خوب و درستکار بوده اند، به بدنهایشان در خاک آسیبی نمی رسد؛ چنانکه درباره ی بازگشت امام حسین(علیه السلام) به دنیا آمده است که ایشان در حالی به دنیا بازمی گردند که خاک را از سرشان فرو می ریزند تا همان جلوه ی محمّدی را بیابند و بار دیگر رخساره ی خویش را به رخ خورشید بکشند.(۱۰)
«این است آئین محکم و استوار.»(۱۱)
پی نوشت:
۱٫    این انیمیشن با نام «Eega»  در سال ۲۰۱۲ پخش شد.
۲٫    برای مطالعه ی بیشتر ن.ک به: بنیاد دائره المعارف اسلامی، ذیل واژه ی تناسخ
۳٫    شیخ حر عاملى، محمّد بن حسن، «الإیقاظ من الهجعه بالبرهان على الرجعه»، تهران، چاپ اوّل، ۱۳۶۲، ص ۳۰۵؛ با استفاده از نرم افزار جامع الاحادیث نور ۳٫۵٫
۴٫    همان، ص ۴۲۷؛ با استفاده از همان.
۵٫    آل‏عمران:  ۵۶ «فَأَمَّا الَّذینَ کَفَرُوا فَأُعَذِّبُهُمْ عَذاباً شَدیداً فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَهِ وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرین‏؛ اما کسانى که کفر ورزیدند، در دنیا و آخرت به سختى عذابشان کنم و یاورانى نخواهند داشت.»
۶٫    آل عمران: ۹ «انَّ اللَّهَ لا یُخْلِفُ الْمیعاد»
۷٫    شیخ حر عاملی، همان، ص ۴۲۸؛ با استفاده از همان.
۸٫    سجده: ۱۸٫
۹٫    قیامت: ۳-۴٫
۱۰٫    روایت از امام صادق(علیه السلام): «…نخستین کسى که در رجعت از قبر بیرون مى ‏آید و خاک از سر و روى خود می تکاند، حسین بن على است که با هفتاد و پنج هزار نفر برانگیخته می شوند.» مجلسى، محمد باقر، «مهدى موعود ( ترجمه جلد ۵۱ بحار الأنوار)»، تهران، اسلامیه،  چاپ بیست و هشتم، ۱۳۷۸، ص ۱۲۲۳٫
۱۱٫    توبه: ۳۶٫

تعداد مشاهده : 843 بازدید
نويسنده : admin

احادیث معرفتی

انتشار در: 15 ژوئن 2016

احادیث معرفتی

photo_2016-06-15_22-58-32

 

امام صادق  علیه السلام:

کسى که مایل است جزء یاران حضرت مهدى(عج) قرار گیرد

باید منتظر باشد و اعمال و رفتارش در حال انتظار با تقوى و اخلاق نیکو توأم گردد.

بحارالأنوار، ج ۵۲، ص ۱۴۰

****************

مام صادق علیه السلام:

رجالٌ لا یَنامُونَ اللَّیلَ، لَهُمْ دَوِیُّ فـی صـَلَواتـِهِمْ کَدَوِیِّ النَّحْلِ، یَبیتُونَ قِیاما عَلی اَطْرافِهِمْ… ؛

یاران مهدی (عج)مردانی هستند که شبها نمیخوابند(یا مقدار اندکی میخوابند) و زمزمه نماز و مناجاتشان چون نغمه زنبوران از کندو به گـوش ‍ مـی رسد؛

شبها را با شب زنده داری سپری میکنند.

سفینه البحار، شیخ عباس قمی

****************

امام صادق علیه السلام:

مهدی داخل کوفه می شود …پس داخل می شود تا بر منبر قرار می گیرد و شروع به سخنرانی می کند و مردم آنقدر ( از شدت شوق) اشک می ریزند که نمی فهمند (که حضرت چه می فرمایند).

 کشف الغمه، ج ۳، ص ۲۴ امام صادق علیه السلام:

مهدی داخل کوفه می شود …پس داخل می شود تا بر منبر قرار می گیرد و شروع به سخنرانی می کند و مردم آنقدر ( از شدت شوق) اشک می ریزند که نمی فهمند (که حضرت چه می فرمایند).

 کشف الغمه، ج ۳، ص ۲۴

****************

photo_2016-06-15_23-05-00

امام علی علیه السلام:

 رجـالٌ عـَرَفـُوا اللّهَ حـَقَّ مـَعـْرِفـَتـِهِ، وَ هـُمْ اَنْصارُ المَهْدِیِّ فی آخِرِ الزَّمان؛

مردانی که خدا را آن چنان که شایسته معرفت اوست، شناخته اند، و آنان یاوران مهدی (علیه السلام) در آخر الزمان اند.

بحار الانوار، ج۵۷، ص۲۲۹

****************

حضرت مهدی «عج»

فضیلت دعا و تسبیح بعد از نمازهای واجب در مقایسه با دعا و تسبیح پس از نمازهای مستحبی ، مانند فضیلت واجبات بر مستحبات است.

الاحتجاج طبرسی، ج ۲، ص ۴۸۷

****************

امام سجاد علیه السلام:

ان اهل زمان غیبه، القائلون بامامتِه، المنتَظرون لظُهورِهِ افضَلُ اهل کلِ زمانٍ؛

همانا مردم زمان غیبت که امامت او را پذیرفته اند و منتظر ظهور اویند، برتر از افراد همه زمانها هستند.

بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۲۲

****************

حضرت مهدی عج الله تعالی فرجه:

آیا ندیدید که چگونه خداوند براى شما، ملجأهایى قرار داد که به آنان پناه برید، و عَلَم هایى قرار داد تا با آنان هدایت شوید،

از زمان حضرت آدم(علیه السلام) تا کنون.

الغیبه، شیخ طوسى، ص۲۸۶

****************

فرازی مهم از زیارت حضرت امام زمان علیه السلام در سرداب مقدس:

 ای مولای من! ای صاحب الزّمان ( عجل الله تعالی فرجه الشریف ) …

اگر روزگارها به درازا کشد و عمرها طولانی شود جز یقینم به تو و جز محبّتم به تو و جز توکّل و اعتمادم بر تو و جز توقّع ظهورت و انتظار آن دوران و جهاد در پیشگاهت؛

چیزی در من فزونی نمی یابد تا سرانجام جانم، مالم، فرزندانم، خانواده ام، و همه آنچه را که پروردگارم به من عطا فرموده است، به پیشگاهت تقدیم کنم و تسلیم در مقابل امر و نهی ات باشم.

بحارالأنوار : ج ‏۱۰۲ ، ص ۱۱۸

****************

امام صادق علیه السلام:

حـضـرت مـهـدی(علیه السلام) یـارانـش را در هـمـه شـهـرهـا می پراکند و به آنها دستور می دهد که عـدل و احـسـان را شـیـوه خـود سـازنـد.

حـضـرت، آنان را فرمانروایان کشورهای جهان میگـردانـد و بـه آنـهـا فـرمان می دهد که شهرها را آباد سازند.

یوم الخلاص، ص ۳۹۵

****************

امام صادق علیه السلام:

راوی گوید: از امام صادق (علیه السلام) در خصوص نام سفیانی سوال نمودم.

ایشان فرمودند: با نام او چه کار دارى (و به چه کار شما می‌آید)؟

 اما بدان هرگاه استان‌های پنج‏گانهٔ شام، یعنى دمشق و حمص و فلسطین و اردن و قنسرین (منطبق با سوریه، لبنان، فلسطین و اردن فعلی) را تصرف کردند،

آنگاه آماده فرج و ظهور باشید.

الغیبه نعمانیه، ص ۳۰۴

****************

پیامبر اکرم (ص):

«مساجدهم عامره و هی خراب من الهوی»؛

«مسجدهای آن زمان آباد و زیباست، ولی از هدایت و ارشاد در آن خبری نیست.»

بحارالأنوار، ج ۲، ص ۱۹۰

****************

photo_2016-04-08_21-44-03

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در وصف برخی از زنان آخر الزمان چنین می‌فرماید:

کیف بکم اذا فسد نساؤکم و فسق شبانکم و لم تأمروا بالمعروف و لم تنهوا عن المنکر.

 قیل له:

و یکون ذلک یا رسول الله؟

قال:

نعم و شر من ذلک. ‌

【حرانی، تحف العقول، ص۴۹】

چگونه می‌شود حال شما هنگامی که زنان شما فاسد شوند و جوانانتان فاسق و شما نه امر به معروف می‌کنید و نه نهی از منکر!

به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله گفته شد:

آیا این چنین خواهد شد؟!

آن حضرت فرمود: بله و بدتر از آن نیز خواهد شد.

امام علی علیه السلام نیز می‌فرماید:

یظهر فی آخر الزمان و اقتراب الساعه و هو شر الازمنه نسوه کاشفات عاریات متبرجات من الدین داخلات فی الفتن مائلات الی الشهوات مسرعات الی اللذات مستحلات للمحرمات فی جهنم خالدات.

【من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۳۹۰】

در آخر الزمان و نزدیک شدن قیامت – که بدترین زمان‌ها است – زنانی ظاهر می‌شوند که برهنه و لخت هستند!

زینت‌های خود را آشکار می‌سازند، به فتنه‌ها داخل می‌شوند و به سوی شهوت‌ها می‌گرایند! به سوی لذت‌ها می‌شتابند، حرام‌های الهی را حلال می‌شمارند و در جهنم جاودانه خواهند بود.

****************

امام زمان «عجل الله تعالی فرجه»:

«نادان ها و کم خردان شیعه و کسانی که به اندازه پر و بال پشه دین ندارند- با رفتار و گفتار ناشایست خود- ما را آزار می خدهند.»

 احتجاج، ج ۲، ص ۴۷۴

تعداد مشاهده : 956 بازدید
نويسنده : admin

نگاه عامیانه به انتظار فرج

انتشار در: 15 ژوئن 2016

نگاه عامیانه به انتظار فرج

 

photo_2016-06-15_23-00-02

نگاه عامیانه به انتظار فرج موجب تأخیر فرج می‌شود

نگاه عامیانه به موضوع «منجی» به دلیل ابهامات و نادانسته‌های فراوانی که در مورد آن وجود دارد، جزء رایج‌ترین مسائل همۀ ملت‌های معتقد به ظهور منجی به حساب می‌آید.

اگرچه این نگاه عامیانه، در میان پیروان دیگر ادیان و مذاهب بیشتر است، ولی رواج اندک آن هم در میان مردم ما زیاد است؛ و نه تنها قابل تحمل نیست بلکه می‌تواند به موضوع انتظار و مهدویت لطمه‌های جدی وارد نماید.

نمونه‌هایی از نگاه عامیانه به منجی

نگاه عامیانه به منجی، در همۀ ادیان عالم وجود دارد؛ تصور کسی که سوار بر مرکب خواهد آمد و دنیا را تنها با «اعجاز» دستانش متحوّل می‌کند و لابد بی‌نیاز به همراهی مردم و هوشیاری آنها، زمین و زمان را زیر و رو کرده و بی‌اعتنا به سنت‌های الهی و همۀ آنچه در طبیعت حیات بشر است، سعادت را برای انسان به ارمغان می‌آورد.

همچنین این یک نگاه عامیانه است که «ما منتظر منجی باشیم، امّا مقدماتی را برای آن لازم ندانیم».

این یک نگاه عامیانه است که «درکی از ساز و کار نجات‌بخشِ منجی نداشته باشیم.» این یک نگاه عامیانه است که «چگونگی تداوم حاکمیت منجی و رموز بقای آن را ندانیم.» و موارد دیگری که ندانستن هر یک از آنها ما را به نگاه عامیانه نزدیک می‌کند.

photo_2016-06-15_22-59-53

کمترین زیان این نگاه این است که تکلیف ما را برای یاری او و مقدمه‌سازی برای قیام او معلوم نمی‌کند.

در مجموعۀ منتظران، کم نیستند کسانی که درایت لازم را نسبت به منجی ندارند. همین مسأله موجب اشتباهات فراوانی در عملکرد امروزین آنها به عنوان منتظر می‌شود. طبیعتاً این اشتباهات، نه تنها فرج را جلو نمی‌اندازد و انتظار را ثمربخش نمی‌سازد، بلکه چه بسا موجب عقب افتادن فرج هم بشود.

انسان دردمند و رنج‌کشیده‌ای که همۀ راه‌های نجات را بسته می‌بیند و توانایی حل مشکلات خود را ندارد، چاره‌ای ندارد جز آن‌که دل به روزنه‌هایی ببندد که بتوانند او را به منجی امیدوار کنند و مانند غریقی به هر احتمالی برای نجات چنگ بزند. طبیعی است در چنین فضایی، بازار سطحی‌نگری‌ها و گمانه‌زنی‌های عوامانه هم گرم می‌شود.

انتظار عامیانه، انتظار عالمانه، انتظار عارفانه

اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج

استاد پناهیان

 

تعداد مشاهده : 873 بازدید
نويسنده : admin

باز هم جمعه شد

انتشار در: 15 ژوئن 2016

السلام علیڪ یا اباصالح المهدے ادرڪنے

باز هم جمعه شد


abasaleh

باز هم جمعه شد و غصّه ی من تازه شده

درد این بی خبری بی حد و اندازه شده

باز هم جمعه شد و چشم به ره مانده شدم

باز از دوری تو خسته و درمانده شدم

 باز هم جمعه شد و از تو خبر نشنیدم

باز از بی خبری های دلــــم نالــیدم

 باز هم درد فراقـت کـمرم را خم کرد

باز دوری تو چشمان مرا پر نم کرد

 باز هم جمعه شد و چشم به در منتظرم

شاید آورد صبا از مه رویت خبرم

تعداد مشاهده : 1,029 بازدید
نويسنده : admin

حضرت خورشید برگرد

انتشار در: 15 ژوئن 2016

حضرت خورشید برگرد

 

photo_2016-06-15_22-31-52

 

حضرت خورشید برگرد

تو بتاب

ما گریه می باریم…

دنیا رنگین کمان می شود

****************

بی تو؛

عصر ما یخبندان می شود…

آفتابی نمی ماند

که گردانش شویم…

بیا برگرد عزیز فاطمه!

****************

امشب می‌خواهیم برای شفای بیماران دعا کنیم

برای آنها که شب‌هایشان به خیر نه! به رنج است

«اللهم عجل لولیک الفرج».

شب بخیر ای طبیب عالم!

****************

دعا و باز دعا برای آمدنت…

اللهم عجل لولیڪ الفرج

****************

در تمام زندگی فقط یک افتخار دارم

اینکه مرا به تو می‌شناسند!

می‌گویند: منتظر بهار است…

بهار را فریاد بزنیم

****************

…و من،

با خیالت سرزمینی ساخته‌ام

که همگان آرزوی زیستن در آن را دارند…

****************

خوشه ی سبز تاک

منتظر مستی سرخ انگور شدن بود

منتظر آفتاب…

من یاد تو می‌افتم

****************

گله‌اى نیست، من و فاصله‌ها هم‌زادیم

گاهى از دور تو را خوب ببینم کافى‌ست

****************

در کوچه و شهر و خانه‌ها می‌گردی

از ما اثری نیست، در این شب، ای خوب!

دنبال ظهور نور ما می‌گردی…

****************

آن روز که بیایی،

همه‌ی ظلم‌ها را ریشه‌کن می‌کنی و ستم‌ها و ستم‌پیشه‌ها را ور می‌اندازی!

آن روز آتش عشق تو

در دل دوستانت شرر می‌کشد!

بیا و آتشی به پا کن!

ما تو را دوست داریم…

****************

غیبت طولانی شما

سر

به

سر

ما گذاشته!

خودت فکری به حال و روز ما کن؛

آقای عزیز!

****************

چه بى تابانه مى خواهمت

اى دورى‌ات آزمونِ تلخِ زنده به گورى!

چه بى‌تابانه تو را طلب مى‌کنم!

****************

هوای اینجا آلوده است به نبودنت؛

قسم به همه‌ی زمان‌های از دست، رفته بیا…

****************

دنیای آشوب ما با آمدن تو آرام می‌شود و خوشبختی‌مان با ظهورت رقم می‌خورد!

ملالی نیست جز دوری شما…

تعداد مشاهده : 1,088 بازدید
نويسنده : admin

ایها العزیز

انتشار در: 20 می 2016

ایها العزیز

 

1401365398136 

 

چنانکه ماه کمالـش به نیمه ی ماه است
کمال نیمه ی شعبان بقیه الله است

هزار ساله شرابی ست انتظار ظهور
که هرکه خورد ازآن تا همیشه آگاه است

چه قدر قافله ی عمر رفته از اقوام
هنوز یوسف ما بی گناه درچاه است

چه مقصدی ست که از موقعی که راه افتاد
هزار سال گذشت و هنوز در راه است

من از حضور غم عصر جمعه فهمیدم
که انتظار ظهور تو ناخودآگاه است

بیا به روضه و با گریه ات موحد شو
اگر نهایت تسبیح عارفان آه است

چنانکه زهر فقط پادزهر می خواهد
تو پادشاهی و دنیای ما پُراز شاه است

بگو به مردم دنیا خیالشان راحت
که منجی همه خون ریز نیست، خونخواه است

مهدی رحیمی زمستان

تعداد مشاهده : 823 بازدید
نويسنده : admin

نسبت انتظار فرج و انتظار وصال

انتشار در: 20 می 2016

نسبت انتظار فرج و انتظار وصال

 

IMG-20150114-WA0023

استاد پناهیان:

بحث انتظار را باید از اشتیاق به شهادت که بهترین راه ملاقات با خداست، آغاز کرد. شهادتی که در متن جهاد شکفته می شود، عافیت طلبی را درهم می شکند و انقلابی گری را در اوج عرفان در روح انسان تثبیت خواهد کرد.

اگر بگویید: زندگی زیر سایه حضرت، با آن همه زیبایی که دارد؛ چگونه قابل اغماض است؟ چگونه ممکن است کسی در زمان حضور آن حضرت آرزوی شهادت طلبی داشته باشد؟

در پاسخ خواهم گفت: برای کسانی که عارفانه منتظر حضرتند، حضور در محضر الهی از این حیات دنیایی گذرا، شیرین تر است؛ هر چند این حیات در محضر امام زمان (عج) و از مصادیق حیات طیبه باشد.

مگر حضرت علی (علیه السلام) در زمان حضور پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) اشتیاق به شهادت نداشت؟ مگر شوق پرواز او قابل پنهان کردن بود؟ مگر اشتیاق حضرت فاطمه (سلام الله علیها) برای ملاقات وجه کریم رب العالمین آن هم فردای عروسی با امیرالمومنین (علیه السلام) مغایرتی با شیرینی زندگی در کنار حضرت داشت؟

یکی از آثار مهم تنفس در فضای نورانی جامعه مهدوی نیز همین اشتیاق به لقاءالله خواهد بود. و این، یکی از دلایل مهم دعای ما برای فرج است. ما از خدا می خواهیم که زندگی در جامعه مهدوی را نصیب ما کند تا در آن محیط مقدس بهتر به کمال برسیم.

و چه شاخصی برای کمال بهتر از اشتیاق به لقاءالله خواهد بود؟

اساساً هر انسان با صفایی وقتی از حیات طیبه لذت ببرد, مشتاق حیات آخرت خواهد شد. و از عجایب حیات طیبه این است که به گونه ای طراحی شده که علاقه انسان را به آخرت زیاد می کند.

حیات طیبه، تنها نوع زندگی لذت بخش و شیرینی است که اشتیاق به پرواز را از انسان نمی گیرد بلکه آن را افزایش هم می دهد.

البته معلوم است نوع علاقه به آخرت که به وسیله زندگی در پرتو حکومت امام زمان (عج) به دست می آید, با علاقه به مرگی که در اثر مشکلات فراوان و غیر قابل تحمل در انسان های بی ظرفیت پدید می آید, بسیار متفاوت است.

اگر کسی در اثر ناملایمات زندگی آرزوی مرگ کند، این آرزو هیچ گاه ارزش اشتیاق به ملاقات خداوند را که عارفان شاکر و صبور دارند نخواهد داشت.

الّلهُمَّـ عَجِّل‌لِوَلیِّڪَ الفَرَج

تعداد مشاهده : 939 بازدید
نويسنده : admin